دلم خیلی هوای قدم زدن تو یه صبح اردیبهشت تهرونو کرده
بوی سنگک داغ و بوی نم کوچهء آب خوردهء دم صبح،
تو همون چند لحظه ای که شهر داره تو آخرین لحظات چرتش تغلا می کنه و یواش یواش از خواب ناز بیدار میشه..
میشه یکی از شما، تو یکی از این روزا، دست دل منم محکم بگیرین و با خودتون به یکی از اون کوچه های خاطره ببرین ؟؟ آخه من خیلی دوررررررررررررم ..
نوشته شده توسط من در شنبه 8 اردیبهشت1386 ساعت 11:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستانم می نویسند
دست نوشته های پیشین
POWERED BY