تبليغاتX
سورو نووا ... Soro 'Nova
 

 

در منتهای مدرنیته یه خط کش لازم داشتم.

 هرچی گشتم تو بساط مهندسیمم پیداش نکردم

پشت تلفن از کیلومترها فاصله باید فقط چند سانتیمتر رو

 گزارش می دادم! یه نخ بلند داشتم و البته ..   اینترنت سریع؛

 فوراً یه  ruler تو گوگل سرچ کردم و با نخه کارو راه انداختم!

بالاخره ته این خورجین الکترونیکی باید یه خط کشم پیدا می شد


 

نوشته شده توسط من در سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت 6:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


 

 چه خوب بود اگه می شد بعضی لحظه ها رو با یه Ctrl z به عقب برد!  
 
 


 

نوشته شده توسط من در شنبه 18 فروردین1386 ساعت 0:8 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


بیدار ماندن های شب های دیر و خواب ماندن های صبح های زود!

چه بد عادتی نصیبمون شده ها؟!!


 

نوشته شده توسط من در یکشنبه 5 فروردین1386 ساعت 3:29 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تقویم سال ۸۵ هنوز رو صفحه آخرش باقی مونده؛ تقویم ۸۶ هم هنوز به دستم نرسیده!

روزها حتی اونقدر زود میگذرن که وقت نو کردن تقویمم رو هم ندارم، چه برسه به ورق زدن هفته هاش

بهار شتابان آمد..                                                 

زمین در بهشت یا بهشت در زمین؟


 

نوشته شده توسط من در جمعه 3 فروردین1386 ساعت 12:16 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آخر سال چند ساعتی وقت گذاشتم و خونه تکونیش کردم؛ چیزایی که می خواستم داشته باشم اما نه دم دست، ریختم تو یه چمدون و انداختم تو انباری..

سال که نو شد، باهاش رفتم چند جا عید دیدنی. عیدی هم گرفتم، .. خوب، ام ...

چمدون چیزی نبود جز یه فولدر معمولی و انباری هم البته یه هارد اکسترنال!

عیدی بهم چسبید. با این که چند تا رقم دیجیتالی بود که به حسابم اضافه شده بود و با اسکناس های خوش بوی لای قرآن مادرجون یه دنیا بچگی فاصله داشت.. 

خوب ولی به هر حال عیدتون مبارک!


 

نوشته شده توسط من در جمعه 3 فروردین1386 ساعت 0:6 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام بهار

خوش اومدی! امسال زیباتر اومدی، با یه ندای سبزتر، پاکتر، اومدی

شاید فقط من و تو اون ندا رو شنیدیم، تیک تیک تیک... 


 

نوشته شده توسط من در چهارشنبه 1 فروردین1386 ساعت 7:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت